شب مرگ تنها نشیند به موجى گروهى بر آنند کاین مرغ شیدا شب مرگ از بیم آنجا شتابد من این نکته گیرم که باور نکردم چو روزى ز آغوش دریا برآمد تو دریاى من بودى آغوش وا کن
شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
رود گوشه اى دور و تنها بمیرد
کجا عاشقى کرد، آنجا بمیرد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
ندیدم که قویى به صحرا بمیرد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
که می خواهد این قوى زیبا بمیرد نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر 1391ساعت
21:31 توسط zomorrod|
ارسال نظر(0)
| Design By : Pichak |

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید